پارادایم

پارادایم ها را مجموعه ای از قوانین، مقررات و پیش فرضها بیان کرده اند که مانند یک الگو بایدها و نبایدها را تعیین می کند. توماس کوهن، پارادایم ها را همانند فیلترهایی می داند که داده ها را تصفیه می کنند و افراد تنها آن قسمتی از داده ها را که موافق پارادایم های ذهنی شان است را قبول می کنند. به عبارت دیگر، هرچند ایده ها و افکار جدید با تغییر وضع موجــــود باعث تسهیل در انجام امور می شود ولی مطمئناً تهدیداتی را درپی دارد و اشخــــاصی که آینده را تداوم گذشته تلقی می کنند به مخالفت با این افکــــــار جدید می پردازند و در تائید عمل خود این گونه مطرح می کنند که ایده هایی که ما را تا به اینجا رسانیده اند، برای ادامه راه نیز کافی هستند.

نمونه بارز این موضوع عقاید گالیله در قرن شانزدهم بود. وی معتقد بود که خورشید در مرکز منظومه شمسی قرار داشته و بقیه سیارات به دور آن می چرخند و برای اثبات سخنان خویش رهبران کلیسا را به تماشای چرخش زمین به دور خورشید از بالای برج سن مارکو دعوت کرد. ولی با تمام این تلاشها، گالیله باتوجه به جمود فکری حاکم و عقاید مخالف توفیقی حاصل نکرد. در اینجا موضوع مقاومت در برابر تغییر کماکان به قوت خود باقی است و فرقی نمی کند که قرن شانزدهم باشد یا بیست و یکم و سوال اساسی این است که چه چیزی باعث می شود که ما از پذیرش ایده های جدید عاجز باشیم؟

پارادایم 

پارادایم ها را مجموعه ای از قوانین، مقررات و پیش فرضها بیان کرده اند که مانند یک الگو بایدها و نبایدها را تعیین می کند. توماس کوهن، پارادایم ها را همانند فیلترهایی می داند که داده ها را تصفیه می کنند و افراد تنها آن قسمتی از داده ها را که موافق پارادایم های ذهنی شان است را قبول می کنند. به عبارت دیگر، هرچند ایده ها و افکار جدید با تغییر وضع موجــــود باعث تسهیل در انجام امور می شود ولی مطمئناً تهدیداتی را درپی دارد و اشخــــاصی که آینده را تداوم گذشته تلقی می کنند به مخالفت با این افکــــــار جدید می پردازند و در تائید عمل خود این گونه مطرح می کنند که ایده هایی که ما را تا به اینجا رسانیده اند، برای ادامه راه نیز کافی هستند.

نمونه بارز این موضوع عقاید گالیله در قرن شانزدهم بود. وی معتقد بود که خورشید در مرکز منظومه شمسی قرار داشته و بقیه سیارات به دور آن می چرخند و برای اثبات سخنان خویش رهبران کلیسا را به تماشای چرخش زمین به دور خورشید از بالای برج سن مارکو دعوت کرد. ولی با تمام این تلاشها، گالیله باتوجه به جمود فکری حاکم و عقاید مخالف توفیقی حاصل نکرد. در اینجا موضوع مقاومت در برابر تغییر کماکان به قوت خود باقی است و فرقی نمی کند که قرن شانزدهم باشد یا بیست و یکم و سوال اساسی این است که چه چیزی باعث می شود که ما از پذیرش ایده های جدید عاجز باشیم؟

شرکتها و سازمانهای زیادی بودند که متاسفانه به دلیل غلبه پاردایم های قدیمی نتوانستند تغییر و تحولات جدید را هضم کنند و درنتیجه با گذشت زمان در ورطه فراموشی افتادند. برای مثال ۴۰ سال پیش هیچ کدام از شرکتهای بزرگ نمی توانستند قبول کنند که محصولات ژاپنی که از طریق روش مهندسی معکوس از روی کالاهای غربی ساخته شده بودنــد، بتوانند این گونه رشد کرده و سهم عمده ای از بازارهای جهانی را به خود اختصاص دهند.

جول بارکردر کتاب هنر پارادایم در کشف آینده عنوان می کند که در یک سخنرانی برای گروهی از مدیران، خواستم تا برداشت خود را از کیفیت محصولات ژاپنی در دهه ۶۰ بیان کنند که پاسخ همه آنها نامرغوب، ارزان، کیفیت پایین، کپی سازی ضعیف بود، ولی مجدداً همین سوال را برای محصولات فعلی ژاپن تکرار کردم که حاکی از ذکر ویژگیهای برعکس موارد قبلی بود. که این موضوع معرف شروع تغییر پارادایم ها از دهه ۵۰ و تولید محصولاتی با ویژگیهای فعلی است.

نکته حائزاهمیت که در تغییر پارادایم ها وجود دارد، این است که ممکن است ما با این تغییرات ناخواسته به نقطه صفر منتقل بشویم، که در این صورت دیگر مهم نخواهد بود که سهم ما از بازار چه میزان بوده و وضعیت ما در پارادایم قبلی چگونه بوده است بلکه تلاش ما در وضعیت جدید تعیین کننده جایگاه ما خواهدبود. برای درک بهتر موضوع شاید توجه به تجربه تلخ ساعت سازیهای سوئیس خالی از لطف نباشد: کشور سوئیس نزدیک به یک قرن و تا سال ۱۹۷۰ ضمن پیشتازی در عرصه ساعت سازی، ۶۵ درصد بازارهای جهانی و ۹۰ درصد سود این صنعت را به خود اختصاص داده بود ولی حدود یک دهه پس از آن سهم بازار آنها به کمتر۱۰ درصد تنزل کرده و ۵۰ هزار نفر از ۶۵ هزار کارگر این صنعت بیکار شدند.

سبب این حادثه چه کسی بود و چه چیزی باعث این اتفاق گردید، جواب این سوال نیز واضح بود و آن اینکه با تولید ساعتهای کوارتزو الکترونیکــی توسط ژاپنی ها که هزاران بار دقیق تر از ساعتهای مکانیکی بود باعث شد تا سوئیسی ها مطابق قانون صفر از صحنه رقابت خارج شوند

کتاب شناسی توصیفی پیتر دراکر

کتاب شناسی توصیفی پیتر دراکر

پیتر فردیناند دراکر

به سال 1909 در وین زاده شد و در همان جا و انگلستان به تحصیل پرداخت. از سال 1929 به عنوان خبرنگار اقتصادی و کارشناس به خدمت یکی از موسسه های مالی بزرگ لندن درآمد. از سال 1937 با همسرش به ایالات متحده کوچید و به عنوان خبرنگار اقتصادی مطبوعات بریتانیا و نماینده برخی موسسه‌های آن کشور کار را آغاز کرد. سپس به کار تحلیل، مشاوره و تدریس پرداخت و از سال 1971 در کالج کلرمونت کالیفرنیا به آموزش دانشجویان رشته های بازرگانی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری مشغول شد.
دراکر را به حق پیشکســـوت، نظریه پرداز و مرشد در رشته مدیریت نامیده اند.
از جمع 37 کتاب او هفت یا هشت کتاب تاکنون به فارسی ترجمه و منتشر شده است. از او بیش از صدها جستار و خطابه در موضوع مدیریت در دست است که فقط شماری از آنها به فارسی درآمده است.
در فصل «عصر ناپیوستگی» از «صد کتاب» گری همل، که خود از پیشکسوتان پرآوازه مدیریت است، شرحی کوتاه در باره دراکر نوشته که خواندنی است. او می نویسد: «پیتر دراکر گرچه به عنوان نظریه پرداز مدیریت شهرت یافته ولی پیامبر مدیریت هم بوده است. او در سال 1969 به روشنی برآمدن عصر اقتصاد مبتنی بر دانایی را پیش بینی کرد. من می خواهم مرشدان آینده مدیریت را به چالشی فراخوانم.
«سعی کنید چیزی بگویید که نخستین بار دراکر نگفته باشد و خوب و کامل نگفته باشد.»
این کار شمار کتابهای مدیریتی انباشته شده در قفسه کتابفروشی ها را به میزانی چشمگیر کاهش می دهد-
پیش از پرداختن به کتابشناسی توصیفی دراکر یادآوری این نکته ضرور است که در برگردان عنوان کتابهای او – در مورد آن دسته که به فارسی درآمده است – همان عنوان انتخاب شده که مترجمان گرامی برگزیده اند.

عناوین کتابهایی که پیش روی شماست معرفی همه کتابهای دراکر نیست. کل کتابها در کتابی به نام «روزشمار دراکر» (Daily Drucker 2004) معرفی شده که توسط سازمان فرهنگی فرا چاپ شده است.

«فرجام انسان اقتصادی»، 1995 (چاپ اول نیویورک،1939)
این اثر نخستین کار تمام عیار دراکر است. این کتاب بررسی تشخیص دولت تمامت‌خواه و نخستین کتابی است که به ریشه‌یابی تمامیت خواهی پرداخته است. دراکر در این کتاب دلایل برآمدن فاشیسم را برشمرده، از نبود و ناتوانی نهادهای جاافتاده که به برآمدن فاشیسم منجر شد سخن می گوید. او از عوامل تحرک جامعه توتالیتر شناختی به دست داده و کمک کرده انگیزه ها و آرمانهای تمامت خواهی را بشناسیم تا بتوانیم مــــانع حدوث چنین فاجعه ای در آینده شویم. ایجاد یا پروراندن نهادهای اجتماعی، دینی، اقتصادی و سیاسی، به طوری که بتوانند کارآمد و اثربخش باشند، پیدایش فضایی را که غالبا دولت تمامت خواه از دل آن سر بر می کشد، مانع می شود.

«آینده انسان صنعتی»، 1995 (چاپ اول نیویورک، 1942)
در این کتاب دراکر به توضیح مقتضیات و لوازم جامعه کارآمد، از طریق طرح نظریه‌ای برای جامعه به طور عام و برای جامعه صنعتی به طور خاص، پرداخته است. در آینده انسان صنعتی، پیتر دراکر به توضیح لوازم و بایدهای هر جامعه می‌پردازد تا جامعه مشروع و کارآمد گردد. چنین جامعه ای به فرد تشخص می دهد و برای او نقش قایل می شود. کتاب به این پرسش پاسخ می دهد که: چگونه می توان در جامعه صنعتی، باتوجه به چیرگی قدرت مدیریت و بنگاههای اقتصادی، آزادی فرد را حفظ کرد؟
این کتاب، که پیش از ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم نوشته شده است، به آینده اروپای پس از جنگ با خوش بینی می نگرد و بر امیدها و ارزشهای آن، در آن هنگامه ناامیدی، تاکید می ورزد. کتاب این پرسش را جسورانه به میان می آورد که: «دوست داریم دنیای پس از جنگ چگونه دنیایی باشد؟»

«مفهوم بنگاه»،1993(چاپ نخست نیویورک1946)

«جامعه نوپدید»، 1993 (چاپ اول نیویورک،1950)
پیتر دراکر در این کتاب، نوشته های قبلی خود آینده انسان صنعتی و مفهوم بنگاه را بسط داده و تحلیلی نظام یافته و به سامان از جامعه صنعتی، که از دل جنگ جهانی دوم سربرکشیده، به دست می دهد. او به تحلیل بنگاههای بزرگ کسب و کار، دولتها، اتحادیه های کارگری و تبیین جایگاه فرد در بافت اجتماعی آن نهادها می‌‌پردازد.
پس از نشر جامعه نوپدید جرج هگینز(G.G. HIGGINS) در مقاله ای نوشت : «دراکر چون نویسنده ای هوشمند و مدرن به واکاوی مشکلات روابط صنعتی در یک شرکت یا یک بنگاه پرداخته است. او در همه مسایل علم اقتصاد، علم سیاست، روان شناسی صنعتی و جــــامعه شناسی صنعتی وارد شده و به شیوه ای ستایش آمیز یافته های هر چهاررشته را هماهنگ ساخته و به طور موفقیت آمیز از آنها برای حل مشکلات (بنگاه) استفاده کرده است.»
دراکر معتقد است، علائق کارکنان، مدیریت و بنگاه با علائق جامعه قابل انطباق است. او ایده «جامعه کارخانه ای» را مطرح می کند که در آن کارکنان تشویق به پذیرفتن مسئولیتهای بیشتر و «مدیرانه» عمل کردن می شوند. او بقای اتحادیه های کارگری را – اگر کارکنان چون مدیران رفتار کنند – محل تردید می داند.

آیین مدیریت، 1993 (چاپ اول نیویورک، 1954)
این کتاب برجسته، نخستین کتابی است که مدیریت را چون یک آیین و یک رشته علمی تعریف می کند. از این رو دراکر را باید بنیادگذار رشته مدیریت مدرن دانست. سده هاست که مدیریت رایج بوده است، اما در این کتاب مدیریت به سان یک رشته علمی، که می توان آن را یاد گرفت و یاد داد، به طور نظام یافته تعریف می شود. این کتاب رهنمودی است نظام مند برای مدیرانی که می خواهند اثربخش و بهره‌وری خود را بهبود بخشند. در این کتاب، مدیریت هدف بین به مثابه یک فلسفه ناب مدیریت مطرح می شود که علائق بنگاه را با علائق مدیران و بازیگران سازمان در هم می آمیزد. او از شرکتهایی چون فورد، جنرال الکتریک، سیرز، روبوک و شرکا، جنرال موتورز، آی.بی.ام و ای.تی.اند تی شاهد آورده است.

«آمریکای بیست سال بعد»، نایاب (چاپ اول، نیویورک، 1957)
پیتر دراکر در این مجموعه جستارها در باره مقولاتی بحث می کند که بنابر اعتقاد او در آمریکا دارای اهمیت است، از جمله کمبود نیروی کار در آینده، اتوماسیون، انباشته شدن ثروت در دست شماری اندک، تحصیل در کالج، مسایل سیاسی آمریکا، و شاید مهمتر از همه، نابرابری فزاینده میان «داراها» و «ندارها»: دراکر در این جستارها رویدادهای مهمی را شناسایی می کند که «پیش از این روی داده» و تکلیف آینده را معلوم می کند. شناسایی «آینده ای که پیشتر جلوه گر شده» یکی از مضامین مهمی است که در بیشتر کتابها وجستارهای دراکر دیده می شود.

«نشانه های فردا»، 1996 (چاپ اول، نیویورک، 1957)
نشانه های فردا آینده ای را شناسایی می‌کند که پیشاپیش خود را در سه حوزه مهم زندگانی و تجربه بشر کرده است. بخش اول کتاب به بررسی تحول فلسفی تفکر ماشینی دکارتی و رسیدن به تفکر سیستمی اختصاص دارد، تفکری که دنیا را دنیای الگو، هدف و پیکربندی می داند. دراکر درباره نیاز به سامان دادن اهل علم و دانش و مردمان صاحب تجربه می پردازد و معتقد است تلاش مشترک آنها مولفه مهم این تحول است. بخش دوم کتاب سخن از چهارپدیده می گوید که مردمان جهان آزاد را به چالش می کشد: باسوادشدن جامعه، توسعه اقتصادی، زوال اثربخشی دستگاه دولت و فروپاشی فرهنگ شرق. به نظر می‌رسد این چهار پدیده ویژگیهای جامعه آخر قرن بیستم است. دراکر در دیباچه ای که بر چاپ دوم این کتاب نوشته است. در یافته های مهم نشانه های فردا بازنگریسته و اعتبار آنها را با محک دلمشغولی های زمانه حاضر سنجیده است.

«مدیریت بر مبنای نتیج»،1993(چاپ نخست،نیویورک1964)

«مدیر اثر بخش»،2002(چاپ نخست،نیویورک1966)

«عصر ناپیوستگی»، 2003 (چاپ اول نیویورک، 1968)
در این کتاب، دراکر با فراست و وضوح تمام به شرح آن دسته از نیروهای تحول‌‌ساز می پردازد که دورنمای اقتصادی را متحول ساخته، جامعه جدیدی خلق می کنند. او چهار حوزه عمده گسست را که شالوده واقعیتهای اجتماعی و فرهنگی معاصر را تشکیل می دهد، معرفی می کند: 1 – انفجار فناوریهای جدید که به پیدایی صنایع مهم جدید منجر می شود، 2 – گذار از اقتصاد بین الملل به اقتصاد جهانی، 3 – پیدایش یک پدیده جدید اجتماعی سیاسی که سبب برانگیختن چالشهای بزرگ سیاسی، فلسفی و روحانی می گردد و 4 – جهان جدید کار فکری مبتنی بر آموزش و استلزام های آن. عصر ناپیوستگی طرحی است مهم و جذاب برای ساختن آینده ای که تا حدی زیاد هم اینک باماست.

«انسان، ایده و سیاست»، نایاب (چاپ اول، نیویورک، 1971)
این کتاب مجموعه ای است از 13 جستار درباره مقولات جامعه – مردم، سیاست و اندیشه. علاوه براین جستارهایی در آن است درباره هنری فورد، مدیریت ژاپنی و رئیسان جمهور کارآمد. دو مقاله این کتاب، به خصوص بیانگر ویژگیهای اندیشه دراکر است که از اهمیتی خاص برخوردار است. یکی از آنها جستاری است «درباره که یرکگار» که حامی بسط خصلتهای روحانی بشریت است.
مقاله دیگر به شرح فلسفه سیاسی جان کالهون پرداخته واصول اساسی کثرت‌گرایی آمریکا و اثر آنها بر سیاستها و برنامه های دولت را توصیف می کند.

«فناوری، مدیریت، و جامعه»، نایاب (چاپ اول، نیویورک، 1970)
در این کتاب شرحی کلی از ماهیت فناوری مدرن و پیوندش با علم، مهندسی و دین فراهم آمده است. نیروهای سیاسی و اجتماعی موثر بر توسعه فناوری در چارچوب دگرگونیهای وسیع سازمانی تحلیل شده است. موضع انتقادی پیتردراکر خوشایند فرهیختگان و دانشجویانی است که از اتکای فزاینده جامعه به یافتن راه‌حلهای فناورانه برای معضلات اجتماعی و سیاسی به تنگ آمده اند.
«مدیریت:وظایف،مسئولیت ها،اعمال»1993(چاپ نخست،نیویورک1973)
«انقلاب صندوقهای بازنشستگی»، 1996 (چاپ اول، نیویورک، 1976)
در این کتاب که بار نخست با عنوان انقلاب ناپیدا منتشر شد، دراکر شرح می دهد که سازمانهای سرمایه گذار، خاصه صندوقهای بازنشستگی، چگونه به صورت مالکان مهاربردست شرکتهای بزرگ آمریکا درآمده و «سرمایه داران» کشور شده اند. او نشان می دهد چگونه مالکیت در دست سازمانهای بزرگ سرمایه گذار قرار گرفته و چگونه از طریق صندوقهای بازنشستگی «مالکیت ابزار تولید» بدون «ملی شدن» اجتماعی (سوسیالیزه) شده است. مضمون دیگر این کتاب سالخوردگی نیروی کار آمریکا است. دراکر چالشهای جدیدی را که افزایش شمار کارکنان سالمند پدید می‌آورد، باتوجه به جایگاه بهداشت و درمان، مستمری بازنشستگی و تامین اجتماعی در اقتصاد و جامعه آمریکا، شرح داده و توضیح می دهد که چگونه سیاست آمریکا در قبضه مسایل طبقه متوسط و ارزشها و علائق سالمندان قرار خواهد گرفت. دراکر در پی نوشت جدید خودبر کتاب، گفته است. چیرگی روزافزون صندوقهای بازنشستگی نمایانگر یکی از حیرت انگیزترین جابه جائیهای قدرت در تاریخ اقتصادی است، همچنین به آثار امروزی این جابه جایی اشاره کرده است.

«ماجراهای یک مشاهده گر» (عنوان ترجمه فارسی کتاب)، 1997 (چاپ اول، نیویورک، 1978)
این کتاب مجموعه ای است از داستانها و نقش و نگارهای زندگینامه خود نوشت پیتر دراکر. او ضمن به دست دادن تابلویی از سوانح عمر خویش، رویدادهای مهم تاریخی زمانه خود را بازکرده است. دراکر به شرح زندگانی خود – از سالهای نوجوانی در وین گرفته تا دوران جنگ خانگی اروپا، دوران طرح نوی آمریکا، جنگ جهانی دوم، و دوران پس از جنگ در آمریکا – پرداخته است. بیشتر حرفها از زبان شماری چهره های برجسته و صمیمی – دوستان و آشنایان دراکر در آن سالها- گفته می شود.
ما در کنار بانکداران، روسپیان درباری، هنرمندان، اشراف، مبشران و پیشگامان، و امپراتوری سازان با چهره اعضای خاندان دراکر و حلقه دوستان نزدیکش آشنا می‌شویم و از آن جمله با چهره هایی چون زگموند فروید، هنری لوس، آلفرد اسلون، جان لوئیز، و باک مینستر فولر. این کتاب بر دوره ای پرآشوب و مهم، پرتوی از نور افکنده و خود دراکر را شخصیتی تصویر می کند که به انسان، ایده های نو و تاریخ دلبسته است.

«مدیریت در زمانه ای پرآشوب»، 1993 (چاپ اول، نیویورک، 1980)
این کتاب مهم و مغتنم به بحث درباره آینده نزدیک کسب و کار، جامعه و اقتصاد پرداخته است. دراکر می گوید«ما در حال ورود به عصری جدید، با گرایشهای جدید، بازارهای جدید، اقتصادی جهانی، فناوریهایی نو و نهادهایی نو هستیم. مدیران و مدیریت با تلاطم حاصل از این واقعیتهای نوپدید چگونه روبه رو می‌شوند؟ دراکر می گوید” این کتاب بیشتر به عمل پرداخته تا شناخت، به تصمیم تا تحلیل». کتاب درباره راهبردهای لازم برای پدیدآوردن آمادگی برای تغییر و استحاله دگرگونیهای بزرگ به فرصتها، تبدیل تهدید ناشی از تغییر به عمل‌زایا و سودآور سخن می گوید که رویهمرفته بر جامعه، اقتصاد و فرد اثرمثبت دارند. به گفته دراکر سازمان باید طوری ساخته شود که در برابر توفان و تلاطم محیط تاب آورد.

«به سوی اقتصاد جدید»، نایاب (چاپ اول، نیویورک، 1981)
دراکر در این جستارها به انواع مقولات کسب و کار، مدیریت، اقتصاد و جامعه پرداخته است. همه این مقولات به تعبیر دراکر مرتبط با «بوم شناسی اجتماعی» و به خصوص مرتبط با سازمانهاست. این جستارها بازتاب «آینده ای است که هم اینک خود را به ما نمایانده است» این جستارها بازتاب باور دراکر به این نکته است که در دهه 1970 دگرگونیهایی بنیادی در ساختار جمعیت و عوامل تحرک آن، در نقش سازمانها، در رابطه میان علوم و جامعه و در نظریه های بنیادی اقتصاد و جامعه – که مدتها وحی منزل پنداشته می‌شد – پدید آمده است.

«دنیای متحول مدیر»، نایاب (چاپ اول، نیویورک، 1982)
این جستارها که نخست در وال استریت ژورنال چاپ شده است مشتمل است بر انواع عناوین. عمده بحثها درباره دگرگونیهای نیروی کار است – شغل و توقعات آنها – نیروی کاری که با «جامعه کارکنان» پیوند نیرومند دارد. هم از این زاویه به دگرگونیهای فناوری و اقتصاد جهانی نگریسته است. این جستارها گرفتاریها و چالشهای رویاروی سازمانهای بزرگ، از جمله بنگاههای اقتصادی، مدرسه‌ها، بیمارستانها و سازمانهای دولتی را برشمرده به بحث گذاشته است. این جستارها بار دیگر در وظیفه و کار مدیران، در عملکرد ایشان و سنجش و نقد آن عملکرد، و در حقوق و مزایای مدیران تامل می کند. گرچه جستارها گونه گونه اند. اما یک مضمون مشترک دارند: دنیای متحول مدیر – که در درون سازمان به سرعت تغییر می کند؛ تغییری با نگاه به چشم اندازها، آرزوها و حتی باتوجه به ویژگیهای کارکنان، مشتریان و همه ذینفعان؛ دگرگونیهای بیرون سازمان، مثل دگرگونیهای اقتصادی، فناوری، اجتماعی و سیاسی.

«نوآوری و کارآفرینی»، 1993 (چاپ اول نیویورک، 1985)
نخستین کتابی است که نوآوری و کارآفرینی را به سان رشته ای نظام یافته معرفی کرده است. کتاب به شرح و تحلیل چالشها و فرصتهای برآمده از اقتصاد کارآفرینانه در سازمانهای بخش خصوصی و عمومی پرداخته است. خواندن این کتاب کمکی است موثر به مدیران کارآمد، سازمان و اقتصاد. کتاب سه بخش دارد: 1– آیین نوآوری، 2 – آیین کارآفرینی، و 3 – راهبردهای کارآفرینی. نویسنده نوآوری و کارآفرینی را همچون رشته و آیین درنظر گرفته است و به جای تاکید بر خلق وخو و روان شناسی کارآفرین به کار و عمل او توجه دارد. به زعم دراکر، همه سازمانها – و از جمله دولتی ها – برای بقا و بهروزی در اقتصاد بازار باید رفتاری کارآفرینانه داشته باشند. کتاب مختصری از سیاستهای کارآفرین و چشم اندازی از فرصتهای ابداع اسلوبهای نوآورانه در سازمانهای جاافتاده یا نوپدید را به خواننده عرضه می کند.

«مرزهای مدیریت»،1999(چاپ نخست،نیویورک،1986)

«پدیده های نو»، 2003 (چاپ اول، نیویورک، 1989)
واقعیتهای نوپدید، کتابی است درباره «سده آینده». نظر کتاب این است که سده آینده فرارسیده و ما در آن پیش رفته ایم. دراکر در این کتاب سخن از «ساختار بزرگ اجتماعی» می گوید، از سیاست و دولت، از جامعه، اقتصاد، از سازمانهای اجتماعی و جامعه دانشی جدید. او محدودیتهای دولت و خطرهای «جذبه» در رهبری را شرح می‌دهد. او معتقد است سازمان آینده مبتنی بر اطلاعات خواهد بود. گرچه کتاب را نمی توان در زمره کارهای پیشگویانه و طالع بینانه قلمداد کرد اما تلاش دارد به دلمشغولی ها، مسایل، و مشاجراتی بپردازد که در آینده جامه واقعیت می پوشند. دراکر می کوشد نشان دهد امروز چه باید کرد تا به استقبال فردا برویم. می کوشد تا در قالب محدودیتهای خودساخته اسلوب رویارویی با پاره ای از دشوارترین گرفتاریهای امروزین، برآمده از کامیابیهای دیروزین، را نشان دهد.
«اداره کردن سازمانهای غیر انتفاعی»1992(چاپ نخست،نیویورک،1990)

«مدیریت در خدمت آینده»1992

«چشم انداز زیست بوم شناسی»، 1993
31 جستار این کتاب طی بیش از 40 سال نوشته شده و شامل انواع مباحث است. اما وجه اشتراک آنها یکی است: جستار در «اکولوژی اجتماعی» و بحث درباره محیط برساخته انسان. همه این جستارها، به طریقی، به تعامل میان فرد و جامعه می‌پردازد و همه آنها اقتصاد، فناوری، و هنر را ابعاد تجربه اجتماعی و توصیف کننده ارزشهای اجتماعی می دانند. آخرین جستار این گلچین، یعنی «درباره که یرکگار» درواقع تاکیدی است بر بعد هستی‌شناسانه، روحی و فردی مخلوق، دراکر این جستار را نوشت تا بگوید جامعه به تنهایی کافی نیست، حتی به خاطر خود جامعه. نوشت تا تاکیدی باشد بر امید. این کتاب از جهت جستارهایی که در آن گرد آمده در خور اهمیت است.

«جامعه پس از سرمایه داری»، 2005 (چاپ اول، نیویورک، 1992)
پیتر دراکر در جامعه پس از سرمایه داری نشان می دهد که در هر چند صدسال یک بار تحولی تند در جامعه پدید آمده و برآن – بر دیدگاهش به جهان، بر ارزشهای پایه‌اش، بر کسب وکار و اقتصادیاتش، و بر ساختار اجتماعی و سیاسی اش – اثر گذاشته است. بنابه گفته دراکر ما در میانه زمانه دگرگونی تند دیگری قرار داریم. این تحول گذر از عصر «سرمایه داری» و «ملت – کشور» و ورود به عصر جامعه دانشی و جامعه سازمانها است.
در جامعه پساسرمایه داری منبع شماره یک دانش است و گروههای پیشرو اجتماعی «کارکنان دانشی» خواهند بود. دراکر با نگاه به پس وپیش درباره انقلاب صــنعتی، انقلاب بهره وری، انقلاب مدیریت و حاکمیت بر شرکتهای سهامی به بحث می‌پردازد. او از وظایف جدید سازمانها، مبانی اقتصادی دانش و بهره وری چون اولویتی اجتماعی و اقتصادی یاد می کند. همچنین درباره تحول دولت ملی و پدیدآمدن مگااستیت. کثرت گرایی جدید سیاسی و تحول لازم در دولت مباحثی آمده است و عاقبت دراکر در بحث دانش وارد جزئیات شده و نقش و کاربست دانش در جامعه پساسرمایه داری را توضیح می دهد. کتاب که به سه بخش تقسیم شده: جامعه، حکومت و دانش، ضمن نگاه جستجوگر به آینده، گذشته را به خوبی تحلیل می کند و چالشهای این دوران گذار را برمی شمرد و راه آفرینش آینده ای جدید را، در صورت شناخت آن چالشها و نشان دادن واکنش مناسب به آنها، پیش ما می گشاید.

«مدیریت در زمانه ی دگرگونی های بزرگ»1995

«درباره آسیا»، نایاب (چاپ اول)، توکیو، 1995
این کتاب حاصل گفت وشنودی است طولانی میان دو تن از برجستگان عالم کسب وکار: پیتر دراکر و ایسائو ناکااوچی. در کانون گفت وشنود آنها دگرگونیهای پدیدآمده در اقتصاد جهان و چالشهای کنونی رویاروی بازارهای آزاد و بنگاههای آزاد باتوجه خاص به ‌چین و ژاپن قرار دارد. معنای این دگرگونیها نزد ژاپنی ها چیست؟ ژاپن چه باید بکند تا به «سومین اعجاز اقتصادی» دست یابد؟ معنای این دگرگونیها نزد جامعه، شرکت مستقل، حرفه ای مستقل، و مدیر چیست؟ اینها پرسشهایی است که دراکر و ناکااوچی در بحث درباره آینده آسیا با دل آگاهی و تیزبینی به آن پاسخ می دهند.

«درباره حرفه مدیریت»1998

«چالش های مدیریت در سده ی بیست و یکم »1999

«مدیریت در جامعه آینده»2002

گزیده ها
«مبانی فکری دراکر»، 2001
بنابه گفته دراکر «در این کتاب که دیباچه‌ای است جامع بر مدیریت، پاسخ پرسشی داده می شود که همواره از من پرسیده اند: خواندن کدام نوشته تو واجب است؟».
کتاب حاوی 26 مطلب برگزیده درباره مدیریت در سازمان. مدیریت و فرد، و مدیریت در جامعه است. در این مجموعه اصول پایه و دلواپسی های مدیریت و گرفتاریهایش، چالشها و فرصتهایش به خواننده نشان داده شده و ابزار ایفــــای وظایف را به مدیران، مجریان و حرفه ای‌ها داده تا با آن نیازهای جامعه امروز و فردا و نیز مقتضیات اقتصادی را برآورند.

«جامعه کارآمد»، 2003
در این جستارها دراکر گزیده هایی از میان نوشته های پرشمار خود درباره انجمنها و جمعیتها، جامعه و ساختار سیاسی گرد آورده است. آنچه ذهن دراکر را بیشتر متوجه خود ساخته جامعه کارآمد است، جامعه ای که فرد در آن جایگاه و نقشی دارد. بخشهای یک و دوی کتاب از نهادهایی سخن می گوید که می توانند بار دیگر همبستگیهایی را پدید آورند که فروپاشی آنها به پیدایش تمامت خواهی در اروپا انجامید. این منتخبات در جریان جنگ جهانی دوم نوشته شده است. بخش سه به محدودیتهای کفایت و شایستگیهای دولت در قلمرو اجتماع و اقتصاد پرداخته است. در این بخش تفاوت میان دولت حجیم و دولت کارآمد مشخص شده است.

منابع:

1-مقاله کتاب شناسی توصیفی پیتر دراکر (فضل الله امینی)
تدبیر – شماره 164 – 1384

2-کتاب روز نوشت پیتر دراکر(مترجم:فضل الله امینی) چاپ فرا

هارپ چیست؟

هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است. ولی در واقع “پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن”  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.

به صدای هارپ گوش دهید

( توضیح آنکه: جنگ هایی که از  امواج “رادیویی”، “لیزر” و “نیروی مغناتیس” برای صدمه به نیروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و این اسم را از فیلم  Star War گرفته اند)

آیونوسفیر چیست و کجاست؟
لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.

این لایه تشعشات خطرناک “ماورای بنفش” و “اکس ری” خورشید را  جذب کرده  و مانند سقفی از ورود آنها به زمین جلوگیری می نماید تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دلیل محیط الکتریکی موجود در آیونوسفیر  از این لایه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دلیلی دچار اختلال شود تاثیرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زیستن را مختل می کند.

لایه آیونوسفیر چه ارتباطی به هارپ (HAARP) دارد؟

سیستم هارپ (HAARP) طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثیر مستقیم داشته باشد. از نمونه های این تاثیرات قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه را میتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ۵٠/٢٣متر) تشکیل و برروی زمینی وسیعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گردیده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه  ELF/ULF/VLF  را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.

آنتن های هارپ (HAARP) در آلاسکا

اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آیونوسفیر و بازگشت به زمین قادر اند نه تنها به عمق دریا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمین نیز وارد میشوند و عملکرد آن بمانند “رادیو ترموگرافی” (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژیست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی یک موج کوتاه “رادیو ترموگرافی” به داخل زمین فرستاده میشود به لایه های مختلف برخورد کرده و آن لایه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز میگرداند و ژئولژیست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زیرزمین را شناسایی کنند.
با این تفاوت که رادیو ترموگرافی سیستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لایه های زیر زمینی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سیستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لایه های زمین را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

از نمودار فوق متوجه می شوید که آیونوسفیر گداخته شده (به رنگ قرمز دیده می شود) و سپس مثل یک قلب شروع به تپش میکند و از این تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه تولید شده که پس از اصابت به زمین به  داخل آن نفوذ مینماید و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از این فرکانس فوق کوتاه و نیرومند، زمین زلزله و خرابی تولید میگردد.

برای درک چگونگی ایجاد زمین لرزه یک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت میکند، اول تارهای صوتی او میلرزند (مثل لرزش های ایجاد شده در آیونوسفیر). از این لرزش فرکانس صوتی تولید شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را میلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لایه های زیر زمین به سبب اصابت فرکانس های تولید شده از آیونسفیر) و سپس در گوش صدا تولید شده و شنونده آنرا به شنود.

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ “با ویژگی معادن یابی” برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و یک ترموگراف برای این کار کافیست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را میتوان برای هارپ به شمار آورد.

ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آیونوسفیر، پس از ورود به عمق دریا میتوانند صدمات جانی برای موجودات دریایی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زیراند:

١-  ایجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتس به توسط  آیونوسفیر، که با برخورد امواج هارپ تولید شده و سپس به زمین فرستاده می شود و تا اعماق ٣۵ کیلومتری زمین نفوذ نماید که پس از برخورد  به لایه های مختلف زیر زمینی تولید صدا نموده و در پی آن ایجاد زلزله می نماید.      برای تعاریف “فرکانس باند” ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چین در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.       فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

٢-  با قابلیت تکنولوژی “ترموگرافی” می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ایجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سیل ها، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

۴- انتقال نیروی برق از محل تاسیسات هارپ به نقطه ی دیگر از زمین و همچنین انتقال  برق از زمین به ماهواره ها.

۵- ایجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ایجاد “غش” و تولید  “وهم” در مغز انسانها.

۶- ایجاد اختلال در جریان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپیوتر هواپیماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئینگ (Boeing) در این رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زیر دریایی ها و غیره.

٧- ایجاد انفجار های عظیم زیر زمینی با قدرت بمب های اتمی و بدون تولید اشعه های رادیو اکتیو (Radioactive).

٨- اختلال درعملکرد طبیعی آیونوسفیر که چرخش زمین را در کنترل دارد. احتمال بسیار میرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثیراتی در حرکت چرخشی زمین ایجاد گردد، بدین صورت که یا چرخش را سرعت بخشیده و یا کند نماید.

٩- ایجاد دیوارهای رادیویی ضد هواپیما و ضد موشک.

می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با این تکنولوژی جدید کاملا متروکه به شمار میایند به گونه ای که “هارپ” میتواند با یک عملکرد کلیه کامپیوتر های یک هواپیما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه میشوید هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهدید و یا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در این صورت برای جلوگیی از مزاحمت احتمالی کشور همسایه برای آنها زمین لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در این مقاله ما فقط  به نکته ١،یعنی فقط در رابطه با ایجاد زلزله بتوسط  هارپ اشاره میکنیم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت “پژوهشگاه زلزله شناسی ایران”  به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان میدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

   ۴/۶٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با :   ۴/٢٠۶ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت “جی ان اس – نیوزیلند” به دست آوردم.

٣/١۵۵٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

  ٢/١۵٢٠۶  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخیر برابر با: ۴۶/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زیر از از وب سایت “مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا” به دست آمده است.

٩/۴٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

۴/١٨۶۵٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با : ٨/٢٩٠

  چرا درصد زلزله ها در عمق ١۴ کیلومتر در ایران اینگونه بالا رفته اند؟

در حین جستجو ها به یک عدد ویژه ای برخورد کردم که به نظرم  غیر واقعی رسید. سئوالی برایم پیش آمد که چگونه اغلب زمین لرزه ها در چند سال اخیر در ایران در عمق ١۴ کیلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمین لرزه ها در این عمق یا صفر بودند و یا حد اکثر تا دو درصد.

یاد آور می شویم:  زمین لرزه های خطر ناک در لبه های “رگه گسل”  یا “Fault lines” تولید میگردند.

ارگ بم چه شد؟

  بم بعد از ٢٠٠٠سال ایستایی؟!

در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام  “عادل کهن” (adelkohan)  در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم  که در زیر مشاهده می کنید:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه…

برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجااشاره کنید.

این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.

دلفین های چه شدند؟

در سال ١٣٨۶ , ١۵٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه “خودکشی” کرده اند، یا اینکه به خاطر “فعالیت های صیادی” مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب “علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر که یک ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این کارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود،  ‘عوامل طبیعی’ اعلام کرده‌اند که در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد که در نتیجه آن یکی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یکی از آن‌ها برای شکار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل که شیب ملایمی دارد، گیر کرده‌اند.” ٢/١٢/١٣٨۶

آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس “هارپ” نیست؟

آیا این اثر سوختگی نیست؟

هارپ (HAARP) یک پروژه ایست که مسئولین اعلام کردند برای “بررسی و تحقیق” درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع این یک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم “هارپ” در کشورهای گرین لاند، نروژ، روسیه و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سیستم رادیویی هواپیما ها و نهایتا سقوط آنها استفاده میگردد.

نتایج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات رادیویی هارپ باعث سرخ شدن لایه آیونوسفیر شده و این لایه را  به نوسان در می آورد.

این نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس

(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency   ELF/ULF)  نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمین، زمین زلزله ایجاد می کنند.

با توجه به ازدیاد درصد زلزله در سطح ایران در دهه اخیر نسبت به دهه پیشین که متجاوز به ۴/٢٠۶ % بوده است میتوان به وجود تاثیرات دیگری در ایجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه این ازدیاد پس از آغاز فعالیت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.

برای پیشگیری و دریافت پیش اخطار از این قبیل زلزله ها میتوان ایستگاهایی در حوزه های وسیع تاسیس و بکار گرفت و با اندازه گیری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به  بروز  این زلزله پی برد.

زمان دریافت پیش اخطارهای ELF بین ١۵ دقیقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغیر است. زلزله ی چین 30 دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.

اندازه گیری فرکانسELF/ULF  در جاهایی که خالی از فرکانسهای مزاحم دیگر از قبیل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ایستگاه های رادیویی و تلفنی میباشد، انجام پذیر است.

نمونه ای از یک دستگاه ELF/ULF  سنج دستی و یک دستکاه Magnetometer را در زیر مشاهده میکنید. برای اطلاعاب بیشتر بر روی آنها اشاره کنید.

                        ELF/ULF Receivers 0.01Hz-40Hz                        Bell-5180-Magnetometer

ویدیوها و کتاب هایی از محققان خارجی به زبان انگلیسی:

در مورد “هارپ” کتابی بنام  Angels Don’t Play This HAARP  بتوسط Dr. Nick Begich  نوشته و بر مبنای آن دو ویدیو،  یکی در سال ۱۹۹۵ بنام  Angels Don’t Play This HAARP و ویدیوی دیگری در سال ۲۰۰۸ بنام  Angels Still Don’t Play This HAARP تهیه شده است

در مورد جنگ ویتنام (Vietnam) و باران های سیل آسا و دستکاری آب و هوا به توسط آمریکا (اغلب باران های استوایی از طریق ماهواره و سمپاشی از هواپیما بر روی ابر ها ایجاد می شدند) آقای دکتر  باب فیتریکاس (Dr. Bob Fitrakis) کتابی بنام Weather Modification & Full Spectrum Dominance نوشته و فیلمی از کنفرانس خود در این زمینه  تهیه کرده که بخشی از آن را در کلیپ ویدیویی بنام THE MAD WHITE HOUSE WILL USE LASER WEAPONS میتوانید مشاهده کنید.

مقاله ای در مورد عملکرد هارپ در دانشگاه استانفورد (University of Stanford) به نام HAARP PROJECT تهیه شده است که فقط به جنبه تحقیقاتی هارپ نگاه می کند و به جنبه های غیر انسانی آن توجهی نشده است.

سوالی به بقاء موجودیت و در آینده ای نه چندان دور؟ به اینجا HAARP WORLDWIDE اشاره کنید.

برای پیوند های مطالعاتی امواج رادیویی زیر فرکانس 22KHz به اینجا اشاره کنید.

دومای روسیه به هارپ چگونه فکر میکند؟

اصول پارادایم

چگونه یک پارادایم شکل می گیرد؟

گروهی از دانشمندان 5 میمون را در قفسی قرار دادند. در وسط قفس یک نردبان و بالای نردبان موز گذاشتند.

هر زمانی که میمونی بالای نردبان می‌رفت دانشمندان بر روی سایر میمون‌ها آب سرد می‌پاشیدند.

پس از مدتی، هر وقت که میمونی بالای نردبان می‌رفت سایرین او را کتک می‌زدند.

پس از مدتی دیگر هیچ میمونی علی‌رغم وسوسه‌ای که داشت جرات بالا رفتن از نردبان را به خود نمی‌داد.

دانشمندان تصمیم گرفتند که یکی از میمون‌ها را جایگزین کنند.

اولین کاری که این میمون جدید انجام داد این بود که بالای نردبان برود که بلافاصله توسط سایرین مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

پس از چندبار کتک خوردن میمون جدید با این که نمی‌دانست چرا؟ اما یاد گرفت که بالای نردبان نرود.

میمون دومی جایگزین گردید و همان اتفاق تکرار شد.

سومین میمون هم جایگزین شد و دوباره همان اتفاق (کتک خوردن) تکرار گردید. به همین ترتیب چهارمین و پنجمین میمون نیز عوض شدند.

آن چیزی که باقی مانده بود گروهی متشکل از 5 میمون جدید بود که با اینکه هیچ‌گاه آب سردی بر روی آن‌ها پاشیده نشده بود، میمونی که بالای نردبان می‌رفت را کتک می‌زدند.

اگر امکان داشت که از میمون‌ها بپرسند که چرا میمونی که بالای نردبان می‌رود را کتک می‌زنند شرط خواهیم بست که جواب آن‌ها این خواهد بود :

” من نمی‌دانم، این اتفاقی‌ است که اطرافمان می‌ افتد! “

شکست برنامه ریزی متمرکز

همه جوامع زمانه ی فن آوری های نو ، اگر با نظام برنامه نویسی متمرکز اداراه شوند با بی چارگی از هم می پاشند و از بین می روند.

فن آوری جدید ، قلمرو مدیریت را به شدت گسترش می دهد . خیلی ها از آن ها که امروزه کارکنان عادی قلمداد میشوند باید توان مدیریت پیدا کنند . در همه ی رده ها دامنه ی توقع از مسئولیت و کفایت مدیر ، از آرمانش ، از استعدادش در انتخاب مخاطرات ، از دانش اقتصادی و مهارتش ، از تواناییش در مدیریت مدیران و مدیریت کار و کارگر ، از کفایتش در تصمیم گیری ، به شدت رو به فزونی گذاشته است .

لازمه ی فن آوری جدید ؛ تمرکز زدایی در حد اعلا است . همه ی جوامع عصر فن آوری های نو ؛ اگر با نظام برنامه نویسی متمرکز اداره شوند ، یعنی اگر بکوشند از مدیریت آزادانه ی بنگاه های خودگردان بگریزند به فلاکت دچار شده از هم می پاشند . و چنین است سرنوشت هر بنگاه اقتصادی که بکوشند مسئولیت ها و تصمیم ها را در بالا متمرکز کند آنها به سرنوشت خزندگان غول پیکر عصر سوسمارسانان دچار می شوند که می کوشیدند با شبکه ی عصبی کوچک و متمرکز خود تن سنگین و غول پیکرشان را اداره کنند . تنی که با دگرگونی های سریع محیط سازگار نبود .

رهنمود : آیا کارکنان خود را باشیوه ی « خرده مدیریت » اداره می کنید ؟

با دادن آموزش مناسب برای انجام کار درست و با دادن مسئولیت انجام آن کارها ، کار توانمند ساختن کارکنان را آغاز کنید و امکان شکست را هم برای آنها در نظر بگیرید .

پارادایم

پارادایم ها را مجموعه ای از قوانین، مقررات و پیش فرضها بیان کرده اند که مانند یک الگو بایدها و نبایدها را تعیین می کند. توماس کوهن، پارادایم ها را همانند فیلترهایی می داند که داده ها را تصفیه می کنند و افراد تنها آن قسمتی از داده ها را که موافق پارادایم های ذهنی شان است را قبول می کنند. به عبارت دیگر، هرچند ایده ها و افکار جدید با تغییر وضع موجــــود باعث تسهیل در انجام امور می شود ولی مطمئناً تهدیداتی را درپی دارد و اشخــــاصی که آینده را تداوم گذشته تلقی می کنند به مخالفت با این افکــــــار جدید می پردازند و در تائید عمل خود این گونه مطرح می کنند که ایده هایی که ما را تا به اینجا رسانیده اند، برای ادامه راه نیز کافی هستند.

نمونه بارز این موضوع عقاید گالیله در قرن شانزدهم بود. وی معتقد بود که خورشید در مرکز منظومه شمسی قرار داشته و بقیه سیارات به دور آن می چرخند و برای اثبات سخنان خویش رهبران کلیسا را به تماشای چرخش زمین به دور خورشید از بالای برج سن مارکو دعوت کرد. ولی با تمام این تلاشها، گالیله باتوجه به جمود فکری حاکم و عقاید مخالف توفیقی حاصل نکرد. در اینجا موضوع مقاومت در برابر تغییر کماکان به قوت خود باقی است و فرقی نمی کند که قرن شانزدهم باشد یا بیست و یکم و سوال اساسی این است که چه چیزی باعث می شود که ما از پذیرش ایده های جدید عاجز باشیم؟

پارادایم

پارادایم ها را مجموعه ای از قوانین، مقررات و پیش فرضها بیان کرده اند که مانند یک الگو بایدها و نبایدها را تعیین می کند. توماس کوهن، پارادایم ها را همانند فیلترهایی می داند که داده ها را تصفیه می کنند و افراد تنها آن قسمتی از داده ها را که موافق پارادایم های ذهنی شان است را قبول می کنند. به عبارت دیگر، هرچند ایده ها و افکار جدید با تغییر وضع موجــــود باعث تسهیل در انجام امور می شود ولی مطمئناً تهدیداتی را درپی دارد و اشخــــاصی که آینده را تداوم گذشته تلقی می کنند به مخالفت با این افکــــــار جدید می پردازند و در تائید عمل خود این گونه مطرح می کنند که ایده هایی که ما را تا به اینجا رسانیده اند، برای ادامه راه نیز کافی هستند.

نمونه بارز این موضوع عقاید گالیله در قرن شانزدهم بود. وی معتقد بود که خورشید در مرکز منظومه شمسی قرار داشته و بقیه سیارات به دور آن می چرخند و برای اثبات سخنان خویش رهبران کلیسا را به تماشای چرخش زمین به دور خورشید از بالای برج سن مارکو دعوت کرد. ولی با تمام این تلاشها، گالیله باتوجه به جمود فکری حاکم و عقاید مخالف توفیقی حاصل نکرد. در اینجا موضوع مقاومت در برابر تغییر کماکان به قوت خود باقی است و فرقی نمی کند که قرن شانزدهم باشد یا بیست و یکم و سوال اساسی این است که چه چیزی باعث می شود که ما از پذیرش ایده های جدید عاجز باشیم؟

شرکتها و سازمانهای زیادی بودند که متاسفانه به دلیل غلبه پاردایم های قدیمی نتوانستند تغییر و تحولات جدید را هضم کنند و درنتیجه با گذشت زمان در ورطه فراموشی افتادند. برای مثال ۴۰ سال پیش هیچ کدام از شرکتهای بزرگ نمی توانستند قبول کنند که محصولات ژاپنی که از طریق روش مهندسی معکوس از روی کالاهای غربی ساخته شده بودنــد، بتوانند این گونه رشد کرده و سهم عمده ای از بازارهای جهانی را به خود اختصاص دهند.

جول بارکردر کتاب هنر پارادایم در کشف آینده عنوان می کند که در یک سخنرانی برای گروهی از مدیران، خواستم تا برداشت خود را از کیفیت محصولات ژاپنی در دهه ۶۰ بیان کنند که پاسخ همه آنها نامرغوب، ارزان، کیفیت پایین، کپی سازی ضعیف بود، ولی مجدداً همین سوال را برای محصولات فعلی ژاپن تکرار کردم که حاکی از ذکر ویژگیهای برعکس موارد قبلی بود. که این موضوع معرف شروع تغییر پارادایم ها از دهه ۵۰ و تولید محصولاتی با ویژگیهای فعلی است.

نکته حائزاهمیت که در تغییر پارادایم ها وجود دارد، این است که ممکن است ما با این تغییرات ناخواسته به نقطه صفر منتقل بشویم، که در این صورت دیگر مهم نخواهد بود که سهم ما از بازار چه میزان بوده و وضعیت ما در پارادایم قبلی چگونه بوده است بلکه تلاش ما در وضعیت جدید تعیین کننده جایگاه ما خواهدبود. برای درک بهتر موضوع شاید توجه به تجربه تلخ ساعت سازیهای سوئیس خالی از لطف نباشد: کشور سوئیس نزدیک به یک قرن و تا سال ۱۹۷۰ ضمن پیشتازی در عرصه ساعت سازی، ۶۵ درصد بازارهای جهانی و ۹۰ درصد سود این صنعت را به خود اختصاص داده بود ولی حدود یک دهه پس از آن سهم بازار آنها به کمتر۱۰ درصد تنزل کرده و ۵۰ هزار نفر از ۶۵ هزار کارگر این صنعت بیکار شدند.

سبب این حادثه چه کسی بود و چه چیزی باعث این اتفاق گردید، جواب این سوال نیز واضح بود و آن اینکه با تولید ساعتهای کوارتزو الکترونیکــی توسط ژاپنی ها که هزاران بار دقیق تر از ساعتهای مکانیکی بود باعث شد تا سوئیسی ها مطابق قانون صفر از صحنه رقابت خارج شوند

Hello world!

Welcome to WordPress.com. After you read this, you should delete and write your own post, with a new title above. Or hit Add New on the left (of the admin dashboard) to start a fresh post.

Here are some suggestions for your first post.

  1. You can find new ideas for what to blog about by reading the Daily Post.
  2. Add PressThis to your browser. It creates a new blog post for you about any interesting  page you read on the web.
  3. Make some changes to this page, and then hit preview on the right. You can always preview any post or edit it before you share it to the world.